پژواک خاموش آیه ایست ز پندار با هزار توی جان هست سازگار
سکوتش در این واپسین روزگار بانگ میزند به گردون کردگار
جرس بر دل و بر همه روزگار زند تا بود او درختی ماندگار
(از نویسنده وبلاگ)

|
نباشد همی نیک و بد پایدار |
|
همان به که نیکی بود یادگار |
|
دراز است دست فلک بر بدی |
|
همه نیکویی کن اگر بخردی |
|
چو نیکی کنی، نیکی آید برت |
|
بدی را بدی باشد اندرخورت |
|
چو نیکی نمایدت کیهانخدای |
|
تو با هر کسی نیز، نیکی نمای |
|
مکن بد، که بینی به فرجام بد |
|
ز بد گردد اندر جهان، نام بد |
|
به نیکی بباید تن آراستن |
|
که نیکی نشاید ز کس خواستن |
|
وگر بد کنی، جز بدی ندروی |
|
شبی در جهان شادمان نغنوی(فردوسی) |

